الشيخ المنتظري

515

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

يعنى هيچ يك از مخلوقات خداوند در اطاعت و انجام فرمان او كُندى نمىكنند ، مسامحه كارى در كار مخلوق نسبت به خالق از جهت تكوين وجود ندارد ، گرچه انسانها از جهت تشريع نافرمانىِ خدا را مىكنند و مثلاً عبادت نمىكند . « و لا اناة المتلكّئ » ; « اناة » به معناى تأنّى و تأخير است ، « المتلكّئ » به آدمى گفته مىشود كه بهانه جويى مىكند ; مقصود اين است كه هيچ يك از موجودات جهان هستى در انجام فرمان خداوند تأخير بهانه جويان را ندارند و همگى تكويناً در مسير او هستند . « فَاَقَامَ مِنَ الاَْشْيَاءِ اَوَدَهَا ، وَنَهَجَ حُدُودَهَا » ( پس اعوجاج اشياء را راست گردانيده ، و حدود آنها را واضح و روشن ساخته است . ) « فأقام من الاشياء اودها » ; « اقام » به معناى به پا داشتن و كامل كردن است ، « اَوَد » به معناى كجى و نابرابرى است ; خداوند اعوجاجهاى اشياء را بر طرف كرده و آنها را مستقيم و كامل آفريده است ، در نظم جهان هستى هيچ اعوجاجى وجود ندارد و هر چيزى به قدر استعداد خود از هستى بهره برده و به جاى خويش نيكوست . « و نهج حدودها » و خداوند حدّ و حدود موجودات را روشن و واضح قرار داده است . « حدود » جمع « حدّ » و در لغت به معناى منع است ، يعنى تا اينجا هست و بيش از اين نيست ; مقصود اين است كه هر موجودى داراى مكان خاص ، زمان خاص ، وضعيت خاص و برنامه خاصى است ، هر موجودى نظم خاصى دارد و همه اشياء جهان هستى هم در مجموع داراى برنامه خاص است . « وَلاءَمَ بِقُدْرَتِهِ بَيْنَ مُتَضَادِّهَا ، وَوَصَلَ اَسْبَابَ قَرَائِنِهَا » ( و خداوند با قدرت و توانايى خود ميان اضداد گوناگون را جمع كرده ، و آنها را به هم پيوسته است . ) « لاءَمَ » از مادّه « لاََمَ » و از باب مفاعله است . « و لاءَمَ بقدرته بين متضادّها » و خداوند با قدرت و توانى كه دارد ميان اشياء متضاد را جمع كرده و آنها را با هم